خرید بک لینک

"يا صاحِبَ الزَّمانِ، وَالقلبُ مُضطربٌ." يا صاحب الزمان، دلم نگرانه... پ. نوشت: شاید هیچ کی جز شما و به اندازه ی شما از دلم خبر نداره

برچسب: نویسنده: مبین محمدپور تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 11:12

دل کوچکی داری و غمهایی بزرگ
چاره ای نداری جز این که غمت را جاهای دیگر پنهان کنی مثلا ته چشم هایت،پشت خنده هایت، در سکوت ناگهانت، در گریه های دور از چشم...
عیبی ندارد اگر آغشته ای به اندوه،کسی ابر را سرزنش نمیکند اگر تیره باشد و نبارد...

برچسب: نویسنده: مبین محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 15:11

بهش گفتم:

خستگانت را شکیبایی نماند

یا دوا کن یا بکُش

و چی میشه که دوا کنی....

برچسب: نویسنده: مبین محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 15:11

میترسم از زندگی کنار کسی اما با یاد یکی دیگه.. میترسم از بله گفتن به کسی اما با مهرِ یکی دیگهنمیدونم چطور با این قضیه قراره کنار بیام یا حتی چی میشه... تمام این سالهارو، همه اون اشکا و رنج هارو، اون همه صبر رو به امید وصال دلامون گذروندم... حتی هنوزم حاضرم بخاطرت هرچقدر سخت، بازم صبر کنم، من از خدا زورکی نخواستمت، بلکه با تمام صلاحش امید به این وصال داشتم.... حالا چطور جای کسی که به اندازه ی یه عمر باهاش آینده مو ساخته بودم کسِ دیگه ای رو ببینم.... +تمام شبم با اشک و استرس بیش از حد و نگرانی گذشت و عجیبه هنوز هم امیدوارم که فرجی بشه..... پ. نوشت: این جمله ها مثل اینکه رو ریپیت گذاشته باشنش مدام تو ذهنم تکرار میشن و آروم و قرار رو به معنای واقعی ازم گرفتن، میترسم تهش به شکست برسم و زندگیمو خیلی راحت خراب کنم....

برچسب: نویسنده: مبین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 2 آذر 1402 ساعت: 17:49

صفحه بندی